اون وقتا که دانشگاه می رفتیم بعضی وقتا مجبور می شدیم خودمونو برای یه امتحان سخت آماده کنیم. یه عالمه فرمول حفظ می کردیم و کلی مساله حل می کردیم و از چهار ، پنج نفر جزوه می گرفتیم و می خوندیم.
بعضی وقتا وقتی سوالا رو جلومون می ذاشتن حتی نمی تونستیم به یه سوال جواب بدیم. وقتی بعد از جلسه امتحان با هزار زحمت راه حل سوالا رو کشف می کردیم می فهمیدیم که چقدر همه چیز ساده بوده و چقدر چیزایی که ما تو ذهنمون چپونده بودیم پیچیده و به درد نخور بوده. تازه بعضی وقتا کلی فحش هم به استاد بیچاره می دادیم فقط به خاطر اینکه باور نمی کردیم همه چیز اینقدر ساده باشه.
حالا داستان ما هم شده همین.
در ضمن:سیستم نظرخواهی و RSS فریاد راه اندازی شد.