تبليغاتX
دزدکی
شنبه 30 اردیبهشت1385
هی بگین تو این مملکت به روستائیها بها نمی دن

Image Hosted by ImageCraze.com 

با تشکر از سامان که مرا در این کار فرهنگی یاری دادند

 

 نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز ) 

+ نوشته شده در 11:33 بعد از ظهر توسط .
جمعه 29 اردیبهشت1385
اعتراض به روزنامه ایران بخاطر چاپ کاریکاتور
چند روزی است که آذربایجانی ها در گوشه و کنار کشور تجمعاتی در اعتراض به کاریکاتوری که در روزنامه ایران چاپ شد انجام می دهند.
عکسها و گزارشاتی در رابطه با این تجمعات را می توانید اینجا ، اینجا و اینجا ببینید و بخوانید.
این مطلب در روز بیست و دوم اردیبهشت ماه در صفحه پانزدهم روزنامه ایران به چاپ رسید و هم زمان با اولین اعتراضات در روز 27 اردیبهشت نسخه pdf این صفحه از سایت روزنامه ایران حذف شد. - و این کار کمک بزرگی بود برای افرادی مثل من که بتوانیم راحت تر این صفحه را پیدا کنیم - از آنجائیکه تنها لینک این فایل از روی صفحه برداشته شده بود ، با ترفندی ساده می شد به نسخه pdf این صفحه دسترسی پیدا کرد.
اکنون این شما و این هم آن مطلب جنجال برانگیز.

Image Hosted by ImageCraze.com

 

 نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:26 بعد از ظهر توسط .
پنجشنبه 28 اردیبهشت1385
جادو
هدیه بی شک بهترین ترانه سرای زن ایران است. لیلی کسری ( هدیه ) پلی است مابین شعر کلاسیک و ترانه امروز ایران.
هدیه با احساس لطیف و واژگان ظریف و زیبای خود دنیائی پر جاذبه را به مخاطب عرضه می کند :

وقتی که مثل شراب مست مستم می کنی / عاشق عشق می شم می پرستم میکنی
وقتی که به من میگی جون من بسته به جونت / من-و آروم می کنه اون صدای مهربونت
نمی دونم که چرا دوباره دیوونه میشی خراب و ویرونه می شی / بتی که داغونه میشم ابری که گریونه میشم
نمی دون که چرا دوباره دیوونه می شی دوباره دیوونه می شم/ دوباره دیوونه میشی دوباره دیوونه می شم

هدیه در طول دوره کوتاه فعالیت هنری خود با بهترین آهنگسازان ایران - چه در زمینه موسیقی سنتی و چه در زمینه موسیقی پاپ - همکاری داشته است که از آن جمله اند "فرهنگ شریف" ، " محمد حیدری " ، "آندرانیک" و " فرید زولاند  " و اشعارش با صدای جمعی از بهترین خوانندگان ایران همچون "هایده"، "داریوش" ، "ابی" و ستار اجرا شده است که این خود نشان از بزرگی و والا ئی هنر ایشان حکایت دارد.

ای ماه من ای میر من ای کعبه و ای پیر من / منظورم از مستی توئی ای عشق عالمگیر من
از مستی ام منظور تو خم خانه تو انگور تو / جانا سراپا نور تو از می توئی تفسیر من

هدیه بی پیرایه و ساده از عشق می گوید و بر مزار عشق می گرید تا شاید آتشی همیشه بیدار خفتگان خسته را دربرگیرد :

در دلم ابر تو می بارد عشق / سینه ام داغ تو را دارد عشق
باورم نیست کسی از غم تو / دل دیوانه نیازارد عشق

در سال    1355 به بیماری سرطان مبتلا شد :

مثل باد سرد پائیز غم لعنتی به من زد / حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید / اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی آسمون تشنه خونی / آسمون مست گناهی آسمون چه روسیاهی

آسمون تو مرگ عشق-و توی یاخته هام نوشتی / این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستن اگه نزدیک اگه دورم / از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم
آسمون تیشت شکسته من دیگه رو پام می مونم / من-و از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم

 ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ ، هفدمین سال درگذشت هدیه است.

 

 نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:7 بعد از ظهر توسط .
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
اجازه بی اجازه
طبق خبری تقریبا موثق ، بخشنامه ای در وزارت ارشاد صادر شده که صدور مجوز برای هرگونه آلبوم موسیقی پاپ را ممنوع می کند.

پ . ن :

صحبتهای مانی رهنما در روزنامه اعتماد ملی

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:56 بعد از ظهر توسط .
سه شنبه 26 اردیبهشت1385

از  :  دزدکی

به :  والامقام فیفول السلطنه روحی و ارواحنا لتراب مقدمه الفدا !

موضوع :  قبول مسئولیتی سنگین

با عرض سلام و تحیت

احتراما به استحضار آن جناب می رساند که از خداوند جبار قهار اشدا علی الکفار پنهان نیست از فیفی رحمن و رحیم و ارحم الراحمین هم پنهان نباشد که بنده نیز احساساتی  دقیقا مشابه درونیات شما در قلبم متبلور می شود. با این اوصاف سنگ مفت و طیور مفت. تیری در تاریکی می اندازیم تا شاید اراده ظل الله بر اصابت تیر به هدف باشد.

فی الحال بیش از این مصدع اوقات شریف مردم پرور شما نمی شوم و طبق قرار سابق نامردم اگر لحظه به لحظه اش را با ذکر تمام جزئیات برای آن جناب واگویه نفرمایم.

و من الماجده توفیق

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:56 قبل از ظهر توسط .
شنبه 23 اردیبهشت1385
... Dominique , Dominiiique

رخنه کرده توی ذهنم لحظه لحظه حضورت

هرجا می رم پر از تو، تو و خاطرات خوبت

حک شده رو سنگ قلبم اسم تو واسه همیشه

میخوام آشنام بمونی نگو نه دیگه نمیشه

توئی شوق دل سپردن به ستاره و سپیده

اشکامو تو اوج پرسه غیر تو کسی ندیده

ای پر از معنی بودن منو بی وقفه بخندون

 

خیلی وقته دل نبستم بیا قلبمو بلرزون

 

وقتی رفتی سد بغض و توی لحظه هام شکستم

دیگه از ترانه سیرم پر صد مرثیه هستم

ای همیشه خوب و خوبی ، ای تو سرسختی دریا

منو تو آینه بسوزون که نشی اسیر شبها

من و تو با هم می تونیم برسیم به آرزوها

 

می تونیم بریم بمونیم توی کوچه های رویا

 

ای صدای رویش عشق ، جوشش شعر دوباره

شب وحشی بی تو قلب من و آروم نمی ذاره

می دونم مثل یه ساقه می شکنم زیرقدمهات

اما من می خوام بسوزم توی داغی نفسهات

من و تو با هم می تونیم برسیم به آرزوها

می تونیم بریم بمونیم توی کوچه های رویا

 
 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:10 قبل از ظهر توسط .
دوشنبه 18 اردیبهشت1385

در صفحه اول سایت مانی رهنما یه بیت شعر نوشته که من نمی تونم بخونمش. اگه کسی می تونه بخونه لطفا برام بنویسه که بفهمم چی نوشته.

سایت مانی سایت خوبیه. فقط به نظر من چند تا نکته ریز رو باید رعایت کنه تا بهتر بشه. بطور مثال به صفحه ترانه ها برید و روی یکی از آلبومها کلیک کنید. صفحه ای باز میشه که تمام شعرهای آلبوم در ان نوشته شده. به نظر من اگه هر کدام از شعرهای آلبوم در یک صفحه جداگانه نوشته می شد بهتر بود. چرا؟ برای اینکه اگر کسی می خواست فقط به یکی از شعرها لینک بده خیلی ساده می تونست این کارو انجام بده ولی الان امکان این نیست که به صفحه ای که یک شعر در اون نوشته شده باشه لینک داد. مثلا اگه بخواهیم خواندن شعر "مرگ ماهیها" رو به کسی پیشنهاد کنیم باید بهش بگیم که به صفحه مخصوص آلبوم فصل پرواز بره و به دنبال این شعر بگرده. و این کارو سخت میکنه و طرف از خیر پیشنهاد کردن این شعر می گذره. در صورتی که اگه این شعر یه لینک اختصاصی برای خودش داشت این مشکلات پیش نمی آمد.

یه کاستی دیگه هم که به چشم میاد اینه که اثری از دو تا شعری که مانی در  ابتدا و انتهای تیتراژ سریال "معما" میخوند به چشم نمی خوره. ( من که نتونستم پیدا کنم اگه شما پیدا کردید بهم خبر بدین). آهنگ ابتدای سریال رو زیاد به خاطر ندارم.چون معمولا شروع سریال رو از دست می دادم. فقط یادم مونده که شعرش مال افشین یداللهی بود. ولی شعر پایانی کار شاهکار بینش پژوه بود که با موزیک عالی فردین خلعتبری و صدای استثنائی مانی - مخصوصا هنگام ادای کلمه دشنه - همراه شده بود.

البته شعر سوزنبان رها شایان رو هم با صدای مانی شنیده ام و همچنین شعری بر روی موسیقی فیلم دسپرادو که هیچکدام از این دو ترانه رو هم در سایت پیدا نکردم.

با تمام این حرفها این سایت و دوست دارم و معلومه که با علاقه مندی دلسوزی تهیه شده و مطمئنا به مرور بهتر از این هم میشه.

حالا که حرف مانی پیش اومد ترانه زنجیر رو گوش کنید و حالشو ببرید. و البته اگه "ترانه بس" رو هنوز نشنیده اید بشنوید و لذت دنیا و آخرت را تجربه کنید.

 

Image Hosted by ImageCraze.com

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:56 بعد از ظهر توسط .
شنبه 16 اردیبهشت1385
مزار مشروطه‌خواهان تهران، پارکينگ و فضای سبز می‌شود

بااجرای طرح توسعه بيمارستان لقمان،مزار ملك المتكلمين و ميرزاجهانگير خان صور اسرافيل، روزنامه نگاران دوره مشروطه تخريب می شود.قرار است، خانه های اطراف اين بيمارستان خريداری و تبديل به محوطه، پاركينگ و فضای سبز بيمارستان شود.

تهران - ميراث خبر
گروه استان‌ها، فاطمه علی اصغر : با اجرايی شدن طرح توسعه بيمارستان لقمان حكيم در ميدان آذری تهران، مزار "ملك المتكلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" كه در مجاورت اين بيمارستان قرار دارد، تخريب و برای هميشه ياد دو روزنامه نگار دوران مشروطه از ذهن ها زدوده می شود.
مقابر اين دو روزنامه نگار اكنون در ضلع جنوبی بيمارستان كه روزگاری يك باغ بوده ، واقع شده است. "ملك المتكلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" در دوران محمد علی شاه پس از اعدام به طور مخفيانه توسط عده ای ناشناس پشت باغ شاه دفن شده اند. مكانی كه بعدها نوادگان "ملك المتكلمين" اقدام به ساماندهی آن كردند و به تدريج به آرامگاهی خانوادگی درآمد.

تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار از سوی "هاشمی نژاد "، مدير بيمارستان لقمان حكيم تكذيب شده است. او می گويد : « حتی اگر اين مقبره‌ها در طرح توسعه بيمارستان قرار بگيرند به دليل اهميت و ارزشی كه اين دو بزرگوار برای آزادی و استقلال ايران داشتند ، اقدامات ضروری برای حفاظت از آن ها انجام می شود.»
وی نگفت كه حفاظت از اين آثار چگونه انجام خواهد شد.
طرح توسعه بيمارستان لقمان حكيم جزو پروژه های ملی است و اعتبارات آن از سوی سازمان مديريت و برنامه ريزی تامين می شود.
به گفته هاشمی نژاد بر اساس اين طرح، خانه های اطراف بيمارستان خريداری شده و تبديل به محوطه، پاركينگ و فضای سبز بيمارستان می شود .

تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار، يكبار ديگر موضوع فراموش شدن ياد و خاطر آنان را زنده می كند.
" قاسم عسگری ، سرايداری كه 30 سال در اين آرامگاه خانوادگی زندگی كرده می گويد: ياد ندارم در طول اين سالها، چه قديم و چه جديد مسئولی از سازمان های دولتی برای سركشی به اينجا آمده باشند. حتی خانواده های اين دو نفر هم چندان رسيدگی نمی كنند.
در اين ميان كارشناسان سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان تهران چند سال پيش به اين مكان سر زده و آن را تعيين حريم كردند اما بعداز اين اقدام هرگز طرحی برای ساماندهی اين مقابر ارايه نشده است.
« فرهاد فيروزی » كارشناس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان تهران در اين باره می گويد: « حدود سه سال پيش از سوی كارشناسان ميراث فرهنگی عمليات بررسی و شناسايی اين مقبره‌ها انجام گرفت و مراحل اوليه تهيه پرونده ثبتی آنها انجام شد. اما با اين وجود اين پرونده در چرخه اداری افتاد و ثبت آن در فهرست آثار ملی به فراموشی سپرده شد .»
در همين حال « ارد زند » تهيه كننده و كارگردان فيلم های مستند كه برای تهيه فيلمی از دوران مشروطه به اين مقابر رفته بود، می گويد: « هرگز فكر نمی كردم اين مقابر اينگونه مورد بی مهری قرار گرفته و تبديل به مخروبه ای شوند كه حتی كسی نمی داند متعلق به چه كسانی است.»

وی می افزايد : « روزگاری عده ای ناشناس برای صيانت از پيكر اين عزيزان از جان خود گذشته و به طور مخفيانه آن ها را پشت باغ شاه دفن كردند. جای تعجب است كه امروز اين مقابر مورد بی مهری و بی توجهی قرار گيرد .»

او اين را هم اضافه می كند كه «تخريب اين مقابر مساوی با زير سوال بردن تاريخ مشروطه است.»

منبع ایران امروز

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 11:19 بعد از ظهر توسط .
شنبه 16 اردیبهشت1385
تبریز

Image Hosted by ImageCraze.com 

عکس از علی

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 11:2 قبل از ظهر توسط .
پنجشنبه 14 اردیبهشت1385
نظرت چیه ؟
۱-
همه می رن نمایشگاه فرت و فرت مخ می زنن و دوست دختر پیدا می کنن ما پا میشیم تنهای تنها (  ) میریم نمایشگاه بچه مخفی رو پیدا می کنیم.

۲-
نظرت چیه در مورد اینکه برات شعر بگم و عاشقم بشی؟
نظرت چیه در مورد اینکه یه شعر دیگه برات بگم و دیوونه ام بشی؟ 
نظرت چیه در مورد اینکه برات یه عالمه شعر بگم و تو خودتو بخاطر من بکشی؟

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 11:6 بعد از ظهر توسط .
چهارشنبه 13 اردیبهشت1385
خوبه. هنوز میشه به یه چیزائی امیدوار بود. بعد از مدتی طولانی ۳-۴ خط به درد بخور نوشتم. نمی دونم چشم و قلم چه ربطی به هم داره که وقتی آدم بعضی چیزا رو می بینه ناخودآگاه شعرش میاد.

ولی آدم حرفه ای اونیه که هروقت دلش بخواد بتونه بنویسه. این تعریف منه البته.

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:40 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 12 اردیبهشت1385
رابطه گه و انسان
راست میگه. مگه حتما ادم باید یه چیزی بشه؟

پ . ن : البته هرکی رو می بینی یه گهی شده ولی ما همون آقائی که بودیم هستیم.

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:18 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 10 اردیبهشت1385
از صبح تا شب همه می پرسیدن چرا ناراحتی؟ چرا گرفته ای؟ چرا تو خودتی؟ چرا سگ شدی؟ و...

حالا هم ۴-۵ نفر در آن واحد می پرسن ازم ناراحتی؟ ازم ناراحت شدی؟ قهری؟ و...

خب آدم یه جورائی به خودش شک می کنه دیگه

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:42 قبل از ظهر توسط .
جمعه 8 اردیبهشت1385
Warning

1- همیشه گفته ام که ا.ن یک رئیس جمهور کاملا مردمی ایست. تمام حرفها و کارهائی که می زند و انجام می دهد کاملا با عقاید اکثریت مردم جامعه ایران همخوانی دارد. بطور مثال همین قضیه مبارزه با بی حجابی. در یک هفته ای که از شروع این طرح می گذرد بارها و بارها در کوچه و خیابان و تاکسی جملاتی نظیر این جمله را شنیده ام : " این که موردی نداره. مثلا کسائی مثل اون رو باید بگیرن."
همین جمله و جملاتی نظیر این نشانگر این است که عموم مردم با دخالت دولت در مسائل شخصی مردم موافق و حتی مدافع آن هستند و تنها در نحوه اجرای این طرح و شدت و ضعف آن بحث دارند. تهران و شهرستان و شمال و جنوب هم ندارد. اکثریت مطلق مردم با این طرح و طرحهای این چنینی موافقند.

زمانی که نازیها کمونیست ها را بردند ،  من سکوت کردم ، آخر من که کمونیست نبودم  .
سراغ سوسیالیست ها آمدند ، سکوت کردم ، چون سوسیالیست نبودم .
سوسیال دمکراتها را به اسارت کشیدند سکوت کردم من آخر سوسیال دمکرات نبودم. 
زمانی که آنها سندیکایی ها را بردند سکوت کردم برای اینکه سندیکایی نبودم . 
سراغ یهودی ها آمدند سکوت کردم چون یهودی نبودم .
سراغ کاتولیکها آمدند سکوت کردم چون خودم پروتستان بودم  .
زمانی که آمدند خودم را دستگیر کنند  دیگر هیچ کس نبود تا صدایی به اعتراض برآرد
(شعر از برشت یا مارتین نیمولر کشیش آلمانی ؟؟ )

2- تا به حال نشده بود که برای اولین بار آهنگی از ابی را گوش کنم و قبل از تمام شدن آهنگ سراغ آهنگ بعدی بروم. حتی آهنگهائی که میلاد و غریبه ( فردمنش ) را هم یکبار کامل گوش کردم. با اینکه این آهنگها را هرگز نتوانستم کامل گوش کنم و لی حداقل یکبار توانستم تحملشان کنم. واقعا هیچگاه نشده بود که اهنگی از ابی را برای اولین بار بشنوم و نتوانم تا آخر آهنگ همراهی کنم. 
اما حالا در عرض یک روز این اتفاق چندبار افتاد.

 

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:4 بعد از ظهر توسط .
چهارشنبه 6 اردیبهشت1385
گروه کر

گروه کر "شیر سماور" صدای زن کم داشت که به لطف احمد آقا این نقیصه برطرف شد و کمک شایانی شد به فرهنگ این مرز و بوم

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:1 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 5 اردیبهشت1385
استفاده ابزاری از عکس شخصیت های معروفی چون من برای فروش بیشتر برخی روزنامه ها

Image Hosted by ImageCraze.com

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 1:57 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 4 اردیبهشت1385
تف سر بالا
من خیلی آدم دلسوزی ام. به خاطر همین برای اینکه به یه نفر دیگه کمک کنم کنارش می نشستم و قسمتی از کاری را که انجام دادن تمام اون "وظیفه اش" بود ، انجام می دادم. تا اینکه یه روز حس کردم اون شخص فکر میکنه که "وظیفه من" کمک کردن به اونه و بابت لطفی که بهش می کردم نه تنها از من تشکر نمی کرد بلکه اگه یه روز  اون کارو انجام نمی دادم طوری رفتار می کرد که انگار من دارم از زیر مسئولیت خودم در می رم. این رفتار اون شخص اونقدر ادامه پیدا کرد که من ترجیح دادم دلسوزی رو بذارم کنار و دیگه تو کاری که انجامش وظیفه یه نفر دیگه س دخالت نکنم.

امروز کار زیادی برای انجام دادن نداشتم و تقریبا کل مدت ول می گشتم. تااینکه اون شخص - که از وقتی با من می گرده کلی کون گشاد شده و اصول و مبانی جیم شدن و دودره کردن و خوب یاد گرفته - رفت پیش مسئول مستقیم مون ازش خواست که منم بیام و بهش در انجام دادن کار کمک کنم. - البته پیش من اینطور وانمود می کرد و احتمالا قصد زیرآب زدن داشته اساسی - مسئول مستقیم ما هم که بیچاره خودش زخمی تیر زیرآب زدن و کارشکنی طبقه بالائیاس - واکنش یکی از همین طبقه بالائیارو احتمالا در کامنتها خواهیم دید -  مثل شیر ژیان مسئولیت شو ازش گرفت و به من سپرد و تا اطلاع ثانوی از کار با اینترنت منعش کرد. یه جورائی بهش گفت که با این کارت از چشمم افتادی و به دماغم آویزون شدی.

القصه! درسته که اینطوری کار من بیشتر شده و باید با یه کامپیوتر لگن و یه ماوس خراب یه سایت هچل هفت و به روز کنم. ولی نمی دونم چرا حال کردم که حرفای ایشون مثل تف سربالا برگشت رو صورت خودش.

 

خاطره ای بود از یک جوان ۱۸ ساله

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:2 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 3 اردیبهشت1385
اوله گونار سولسکیائر
درست مثل همبستر شدن ماه و رودخانه در میان گل و لای تابناک صحرای بی باد و نیزه می مونه.

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:21 قبل از ظهر توسط .
شنبه 2 اردیبهشت1385
مگه نه؟

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )  

+ نوشته شده در 1:14 قبل از ظهر توسط .