
هم اكنون نوازندگان و خوانندگان در بريتانيا تا 50 سال حق تاليف اثرشان را دريافت مي كنند يعني تا زماني كه كپي رايت اثرشان از ميان مي رود.
آن ها بايد حقوق مساوي با ترانه سرايان داشته باشند يعني حق تاليف اثر در تمام طول زندگي به اضافه 70 سال بعد.
متن کامل اینجا
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
|
|
|

مهدوی کیا ، روزنامه بیلد و آبروی از دست رفته کاترینا بلوم
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
برای تو
از افق دور ، دور
نزدیک می شوی
آهسته ، آهسته
شتابان ، شتابان
می تابی نور ، نور
بر این گور ، گور
گور نم کرده شب کور
*
بارها تورا دیده ام
در سایه بیدی مجنون تر از فرهاد
در جدال با تباهی و بیداد
با واژه های فریاد
اگرچه در باد
بارها تو را دیده ام
همسان کوه
استوار
پایدار
از عشق سرشار
لبریز ایثار
ای الهه مهر
ای تجسم نور
ای صداقت خورشید
ای نهایت امید
ای طراوت پائیز
ای غنچه گل شب خیز
بارها تو را دیده ام
که از کوچه ها گذر می کنی
با کوله باری از صداقت و شادی
در مصاف با ناکامی
و می تراود عطر شوق
در قلب پیر بچگان کوچه های شور
بارها تو را دیده ام
که به شعبده غم را غیب می کنی
در درون خویش
و شاخه گل امید را هدیه می کنی به من و ما و او و ایشان
*
کم کمک وقت آن است که خوبی سجده کند به درگاهت
و چرخ زنان بندگی تو را سپاس گوید
کم کمک وقت آن است تا یگانگی ات را بانگ برآورم
کم کمک وقت معجزه توست
وقت دلزدگی از کفر
" که من خدائی دیگرگونه آفریدم"
کم کمک وقت توست
*
بارها تورا دیده ام
در سبزه زار
در میان یاسهای وحشی سفید
با لباس ارغوانی
و بوی خوش آرامش است که از تو می روید در هوای پائیز
و درود می گویند یکایک پرندگان آواز تو را
و لبریز از سکوت
و پر از حرف
دور و نزدیک
در مه و تگرگ
گوئی کوه و تپه و گلبرگ و باد تو را می کاویدند در طول تاریخ
هر روز و هرسال
تا بیائی و باران بیاید در کویر
بارها تورا دیده ام
بارها تو را رسیده ام
بارها تو را از چیده ام
و بار ها تو را گریسته ام
*
از افق دور ، دور
نزدیک می شوی
آهسته ، آهسته
شتابان ، شتابان
می تابی نور ، نور
بر این گور ، گور
گور نم کرده شب کور
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
2- دوستی دنبال کتابی می گشت که توش ضرب المثل های فارسی نوشته شده باشه. اگه این کتاب و برای انتخاب ضرب المثل جهت شرکت در این مسابقه می خواد باید عرض کنم که لازم نیست دنبال ضرب المثل بگرده. اینهمه ضرب المثل قشنگ و کاربردی و "وصف حال". مثل ضرب المثل محبوب و جاودانه "میمون هرچی زشت تره بازیش بیشتره" یا "در دیزی بازه حیای گربه کجاس" حتی می تونه از قسمتهائی از ترانه ها که به مرور زمان تبدیل به ضرب المثل شده استفاده کنه مثل "حالا من موندم و این ویرونه ها" یا "تو برو سفر سلامت" و یا حتی " برو دیگه دوست ندارم / اسمتو نمی خوام بیارم" و... استفاده کنه. به هرحال اگه اینطوری شد حق کپی رایت ما فراموش نشه.
۳- در هرچی سایت خبری فارسی زبان وجود داره رو باید گل گرفت وقتی حتی یه عکس از قبر بدون سنگ شاملو منتشر نمی کنن.
تولید کنندگان محتوای فارسی بر روی اینترنت زززززز رررررر ت ت ت ت ت ت ت

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
اصلا فکر نکنید که سالوادور دالی احیانا از اصول تبلیغات خبر داشته و برای جلب توجه یه کارائی می کرده. بهتره فکر کنید خل بازیاش یه جور اثر هنری بوده. اینطوری راحت تر می تونین ادا شو در بیارین و مردم کمتر بهتون می خندن.
ولی اونائی که جزو مردم نیستن هر هر می خندن. جای شما خالی ، تپل تپل هم می خندن.

ظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
ظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
ظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
شاید کار معرکه ای از آب در نیومده باشه. ولی این فرم ترانه رو در موسیقی ایرانی خیلی کم داریم. به این صورت که ترجیع بند به جای یک بیت ( یا چند بیت ) فقط یک مصرع ( یا یک خط ) باشه و این ترجیع بند یک مصرعی یا عینا تکرار بشه یا با تغئیراتی مختصر. بین ترانه های ایرانی ترانه خوبی که این خاصیت رو داشته باشه - در هنگام نوشتن این مطلب - در ذهن ندارم. ولی ترانه سطح پائین چرا.
ولی با نگاهی گذرا به ترانه های دیگران می بینیم که از این فرم ترانه به وفور استفاده شده. ( مثل این و این ) .
ترانه های این فرمی رو خیلی دوست دارم و می خوام بیشتر روشون کار کنم.
*******
بلندای کوه است و یک آسمان / و دشتی به پهنای یک کهکشان
یکی غنچه گل در امید بهار / گلی اشک ریزان در آغوش خار
تو را تا ستاره سفر کرده ام / تورا تا نهایت نظر کرده ام
تو را تا تمنای دل لرزه ها / تو را تا تکاپوی گل خنده ها
نگاهی به رویا نگاهی به درد / نگاهی به آوای بی رنگ زرد
تو را بینم آنجا ز تلخی نماد / و می گریم آرام درآغوش باد
قدمهای باران پر از دلهره / تگرگ است و کولاک بی خاطره
نفسهای در هم گم بی بخار / صدای بد مردم روزگار
دو چشمی شب و روز گریان یاد / منم اشکریزان در آغوش باد
من از تو سفر ها به خود کرده ام / ز تکرار خود در زمان خسته ام
برای تو من رازها گفته ام / در آغوش بی دلهره خفته ام
ز دریا به دریا روان گشته ام / برای بدن همچو جان گشته ام
کنون گشته ام من هم آغوش باد / و می گریم آرام در آغوش باد
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
به همین دلیل در یک اقدام فرهنگی می خوام تا اونجائی که در توانم هست دستشوئی های عمومی تهران و معرفی کنم. از کسانی که مایلند در این راه همراه ما باشند خواهشمندم همراه ما باشند.
پ . ن : کوچه های خلوت و تاریک هم شاید معرفی شوند.

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
بارها گفتم یه بار دیگه هم می گم. به نظر من تنها خواننده ای که حتی ۱ آهنگ قشنگ نداره کسی نیست جز شهرام کاشانی. ولی اگه یه روز همین آدم و ببینم وظیفه خودم می دونم که جلوی پاش بلند شم و بهش احترام بذارم. چون هرچی باشه ۱۴-۱۵ ساله که - خوب یا بد - داره کار هنری می کنه.
هیچ وقت دلم نخواسته که به هیچ هنرمندی - خوب یا بد - اهانت بشه. بهتره که ما آدمک های کوچک در بازی بزرگان دخالت نکنیم.

پ . ن : و در ضمن وقتی از چیزی دفاع میکنیم یا ردش می کنیم بهتره اول تعریفش و بدونیم و کاملا برامون مشخص باشه که داریم از چی صحبت می کنیم.
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
پ . ن : برای جلوگیری از فحش خوردن لازم دیدم پیشنهاد کنم که حتما رو اون لینک کلیک کنید
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
دکلمه
"بگیر از من تنهائیمو ای که تنها تری از من
واسه
جشن تنهائیمون هدیه ناقابل توست لاله پرپری از من"
آواز
من مث یک گل سرخی توکویرم / من یه حرفم که توی بغضی
اسیرم
من یه بن بستم و بی عابر و تنهام / من گذرگاه سکوت روز و شبهام
بگیر از
من تنهائیمو ای که تنها تری از من
واسه جشن تنهائیمون هدیه ناقابل توست لاله
پرپری از من
تنهائی صدای بارون بهاره / که به پشت شیشه ها نم نم می باره
من کنار پنجره تو
فکر فردام / فکر اینم که چرا اینهمه تنهام
بگیر از من تنهائیمو ای که تنها تری
از من
واسه جشن تنهائیمون هدیه ناقابل توست لاله پرپری از من
دکلمه
"کیم من؟
نشانه ای ز غم بجا مانده
حکایتی که از
وفا مانده
منم که اشک حسرت و اهم ز چشم شمع شب جدا مانده
کیم من؟"
کسی می دونه این اهنگ و کی خونده و شعر و اهنگش مال کیه؟ تو نوار قدیمی و کهنه و نیمه پوسیده ای که داشتم ( و طبق معمول گم و گور شد ) دکلمه شعر یه صدائی بود شبیه صدای ایرج جنتی و خواننده صدائی شبیه داریوش داشت. ولی آنقدر کیفیت بد بود که نمی شد فهمید آیا واقعااین دونفر آهنگ رو اجرا کرده اند یا نه.
کسی اطلاعات بیشتری داره؟
پ . ن : قسمت اول این نوشته اینجاس
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
ولی جیمی از معدود کسانیه که هم یه مهندس واقعیه و هم یه فیلسوف.
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
سلام و سال نوی تو هم مبارک
اما چه کنیم که هرچه بیشتر برای هم ارزوی سال خوب
و خوشی می کنیم کمتر نتیجه می گیریم.
راستش عید برای من هم تکراری شده. اونقدر
تکراری و یکنواخت که اگه به تقویم نگاه نکنم متوجه نمی شم که تو چه روزی و چه ماهی
دارم زندگی می کنم. اصلا هم با انرژی نمی نویسم. اینکه هرروز وبلاگ و آپدیت می کنم
دلیلش این نیست که انرژی زیادی دارم. دلیلش یه امید بیهوده س که نمی دونم ایا به
واقعیت می رسه یا نه. بیشتر از اینکه انرژی داشته باشم ، به خودم انرژی تزریق
میکنم. با آرزو های الکی و رویاهای دست نیافتنی و هنوز خیلی خوب می تونم تو رویا
زندگی کنم . خیلی خوب می تونم خیالبافی کنم و خیلی خوب می تونم از واقعیت فاصله
بگیرم. ولی چه کنم که دیگه انرژی انرژی دادن به خودم رو هم ندارم.
زائیدن فکر و
احساس که چه عرض کنم. دیگه اصلا از فکر و احساسی در خودم نشانه ای نمی بینم که
بخوام بیانش کنم. مثل یخچالی می مونم که همه خوراکیاش خورده شده یا اگه شاعرانه تر
بخواهیم نکاه کنیم مثل یه چشمه خشک که چند تا ماهی نیمه جون توی ته مانده های لجنش
دارن جون می کنن.
منم مثل تو بیشتر گذشته ها رو مرور می کنم. یادته اون روزی که
اومدم محل کارت با چه ذوق و شوقی آهنگهائی رو که ساخته بودی برام پخش کردی. یادته
اومدن از طرف من برات کامنتهای چرت و پرت گذاشتن؟ کنسرتت یادته؟ یا تمرین گروهتون
که منم افتخار حضور داشتم؟ هنوز یادمه کجا از ماشینت پیاده شدم و حتی یادمه تا خونه
چه اهنگی رو تو تاکسی گوش کردم. و هنوز اون قسمت از "طبیب جان" رو که با سیتار
نواخته میشه خیلی دوست دارم.
نمی دونم میدونی یا نه. سه ماهه که سربازم و تو این
مدت یه شعر درست و حسابی نگفتم. همینم داره دیوونم می کنه. می ترسم به ننوشتن عادت
کنم و اون موقع است که باید فاتحه منو خوند. راستی چی میشه که آدمای پر انرژی مثل
ما یه دفعه توسری می خورن و انگیزه کار کردن ازشون گرفته می شه؟
منم امیدوارم
"سالی که نکوست از بهارش پیداست" برای ما مصداق نداشته باشه.


نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )
2- داداش نوکرتم. وقتی پشت موتورت نشستم یک کم اروم تر برو. من قلبم با باتری کار میکنه.
3- دارم خودمو می بینم که تو خیابون بر ضد آمریکا شعار می دم. نمی دونم چرا این تصویر افتاده تو ذهنم. ولی با اینحال خط دوم
4- داره میره مسافرت :(
5-
موش ، ای هفت رنگ / موذی پر نیرنگ ------ با گربه ها شوخی نکن / گربه ها شوخی ندارن
بعد از اونا اسم گیتار اومد / باس و ارگ جاز و سیتار اومد
کارشون راستی راستی عالیه / اما جای داریوش حیف خالیه

ببخشید که این پست یه خورده این شکلی شد
نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )