تبليغاتX
دزدکی
یکشنبه 27 آذر1384
جنازه پارتی

فکرشو بکن رفتی تو یه قبرستون و دنبال دستشوئی می گردی. با کلی سوال و جواب و پرس و جو بهت بگن پشت اون ساختمون دستشوئیه. اونوقت به نظرتون جالب ترین اتفاقی که می تونه بیافته چیه؟

با عجله خودمو به پشت اون ساختمون رسوندم و تابلوی "دستشوئی مردانه" رو پیدا کردم و دویدم تو. تا وسطای اون سالن طولانی دویده بودم که یه دفعه به خودم اومدم و دیدم که دور و برم همه مشغول گریه کردن و تو سرخودشون کوبیدن هستن. به خودم گفتم خوب قبرستونه دیگه. همه تو این وضعیت هستن. یه قدم دیگه برداشتم و به اطرافم نگاه کردم و دیدم که رو زمین چند تا جنازه کفن پیچ شده هست. با خودم گفتم ای بابا! حتما جاهای دیگه پر بوده این بیچاره هارو آوردن اینجا گذاشتن. قبول کنید با اون فشاری که به امحا و احشا بدنم میومد فکرم تعطیل شده بود. تو همین فکرا بودم که چشمم به چند تا پنجره افتاد. با کنجکاوی رفتم و سرک کشیدم. دیدم یه جنازه رو دو نفری گرفتن و دارن میارن که بذارنش توی کفن. همینطور که مبهوت این صحنه بودم کم کم باورم شد که راه و اشتباهی اومدم. رفتم بیرون و یه بار دیگه با دقت به تابلوی جلوی در نگاه کردم. دیدم تابلوی "شستشوی مردانه" رو من "دستشوئی مردانه" خوندم.

این جنازه کیه؟

 

پ.ن : چرا هیچ کس به اندازه من با شنیدن Popfather هیجان زده نمیشه ؟

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 9:5 بعد از ظهر توسط .
شنبه 26 آذر1384
خيلی ها انتظار حمله ی آمريکا را می کشند
حالا می فهميم چرا نه در مقابل حمله ی اعراب، نه حمله ی مغول، نه حمله ی تيمور و نه حتا در برابر حمله ی محمود افغان که فقط با چند هزارنفر خودش را به دروازه های اصفهان رسانده بود کسی مقاومتی نکرد. آخر اين مردم چنان از هر حکومت خودی به جان می آيند که به اميد گشايشی از هر هجوم بيگانه استقبال می کنند. آيا عجبيب است که در دوران جنگ هشت ساله عده ی زيادی از بمباران و موشکباران کشور توسط عراق خوشحال می شدند(البته به شرط آنکه ترکشش به خودشان نخورد)؟ آيا چيز عجبيی است که همين حالا خيلی ها انتظار حمله ی آمريکا را می کشند؟ وقتی حکومتی با مردم خود آن می کند که هيچ لشکر فاتحی نمی کند با مردم سرزمين شکست خورده، چه جای تعجب اگر ملت در تعويض جای فاتحين اميد گشايشی ببيند؟

رضا قاسمی۱۸ ژوئیه ۲۰۰۳

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 0:59 قبل از ظهر توسط .
چهارشنبه 23 آذر1384
انگار یه سیخ کردن یه جائیش که هرروز آپدیت کنه. خوب پسر جان سوژه نداری ننویس دیگه.

در ضمن یکی اینجا رو بخونه بعدش تعریف کنه ببینیم جریان چیه. زبون خارجکی بلد نبودن هم دردیه ها

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 11:3 بعد از ظهر توسط .
سه شنبه 22 آذر1384
فشار فشار
۱- ما که رومون نمیشه مستقیم بگیم. ولی شما که تقاضای اکانت می کنی اگه یه لینک هم بدی بد نمیشه.

۲- یه کسی هست که میخواد با یه نفر دیگه قرار بذاره نمی دونم چرا منو این وسط واسطه قرار داده.. . . . ..............................................  . . .. ... .. . . . .................................. . . .. . .   ( این قسمت به دلیل فشارهای دیپلماتیک حذف شد ! )

۳- جون مادرتون به موقع بیاین سر قرار. از خدا پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه که وقتی من تو سرما می مونم آب دماغم مثل سفیدرود سرازیر میشه. دیروز یه بابائی نزدیک یه ساعت تاخیر کرد منم پررو پررو وایستاده بودم ببینم این کی میاد. تو این مدت اونقدر فین کردم که هم دماغم کنده شد و هم اینکه مردم فکر کردن من عملی مملی ام!

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:47 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 21 آذر1384
داریوش در دبی
روز ۱۲ ژانویه ، کنسرت داریوش در دبی برگزار خواهد کرد. به نظر شما این کنسرت چه ویژگیهائی باید داشته باشه؟

Image hosted by TinyPic.com

  

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:35 بعد از ظهر توسط .
یکشنبه 20 آذر1384
19 آذر - 10 دسامبر - روز جهانی حقوق بشر

 

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

ديباچه
از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانواده‌ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است،

از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه‌ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است ،

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد،

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود،

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند،

از آن جا كه دولت‌های عضو متحد شده‌اند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند،

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد،

مجمع عمومی اين اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلام می‌كند تا همه‌ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده‌ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامين كنند.

ماده‌ی ١
تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتاد كنند.

ماده‌ی ٢
هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده‌ی سياسی يا هر عقيده‌ی ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی ،ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه‌ی آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

ماده‌ی ٣
هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده‌ی ٤
هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.

ماده‌ی ٥
هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

ماده‌ی ٦
هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده‌ی ٧
همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناق´ اعلا ميه‌ی حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.

ماده‌ی ٨
در برابر اعمالی كه به حقوق اساسی فرد تجاوز كنند ـ حقوقی كه قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ی موثربه دادگاه‌های ملی صالح را دارد.

ماده‌ی ٩
هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد كرد.

ماده‌ی ١٠
هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ی حقوق و الزامات وی ،يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.

ماده‌ی ١١
(١) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
(٢) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است ، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت ، درباره‌ی كسی اعمال نخواهد شد.

ماده‌ی ١٢
نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخله‌های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده‌ی ١٣
(١) هر شخصی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه رفت وآمد كند و اقامتگاه خود را برگزيند.
(٢) هر شخصی حق دارد هر كشوری ، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشورخويش بازگردد.

ماده‌ی ١٤
(١) در برابر شكنجه ، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد.
(٢) در موردی كه تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به اين حق استناد كرد.

ماده‌ی ١٥
(١) هر فردی حق دارد كه تابعيتی داشته باشد.
(٢) هيچ كس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

ماده‌ی ١٦
(١) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلا ل آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
(٢) ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانه‌ی زن و مرد صورت گيرد.
(٣) خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده‌ی ١٧
(١) هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد.
(٢) هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.

ماده‌ی ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی ، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است.

ماده‌ی ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده‌ی ٢٠
(١) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات ، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
(٢) هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.

ماده ٢١
(١) هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ی امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
(٢) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد. (٣) اراده‌ی مردم ، اساس قدرت حكومت است. اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود كه به طور ادواری صورت می‌پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رای مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود كه آزادی رای را تامين كند.

ماده‌ی ٢٢
هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانه‌ی شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.

ماده ٢٣
(١) هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بی كاری حمايت شود.
(٢) همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی ، در مقابل كار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.
(٣) هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.
(٤) هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.

ماده‌ی ٢٤
هر شخی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده‌ی ٢٥
(١) هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراك ، پوشاك ، مسكن ، مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بی كاری ، بيماری ، نقص عضو، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از اراده‌ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.
(٢) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه‌ی كودكان ، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده‌ی ٢٦
(١) هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست كم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.
(٢) هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبه‌ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر وآزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.
(٣) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.

ماده‌ی ٢٧
(١) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود. (٢) هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده‌ی ٢٨
هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ی اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادی‌های ذكرشده در اين اعلا ميه را به تمامی تامين و عملی سازد.

ماده‌ی ٢٩
(١) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبه‌ی او را ممكن می‌سازد.
(٢) هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی قانونی است كه صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك وضع شده اند.
(٣) اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده‌ی ٣٠
هيچيك از مقررات اعلاميه‌ی حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

منبع : ایران امروز

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )  

+ نوشته شده در 6:18 بعد از ظهر توسط .
پنجشنبه 17 آذر1384
Grammy Awards


Mariah Carey received eight Grammy nominations for her album

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 7:55 بعد از ظهر توسط .
پنجشنبه 17 آذر1384
بی تو به کابوس و به رویا مشکوکم

منوچهر نوذری 

---------------------------------------------------

نمی دونم چرا تازگیا به همه چیز مشکوکم.

چند روز پیش تلویزیون گزارشی درباره هواپیماهای ایران پخش کرد. با اینکه بارها در این گزارش گفته شد که هواپیماها قدیمی و کهنه اند و عمر مفیدشون تموم شده ولی در کل دیالوگها طوری انتخاب شده بود و تصاویر طوری مونتاژ شده بود که کاملا به بیننده اطمینان می داد که سفر با هواپیماهای ایرانی بی خطره. اون موقع به خودم گفتم تنها چیزی که می تونه زحمت تهیه کنندگان این گزارش رو از بین ببره اینه که یکی دو روز دیگه یه هواپیما سقوط کنه. اونموقع نه تنها اعتمادی که از طریق این گزارش به بیننده منتقل شده از بین میره بلکه زحمت خیلی بیشتری لازمه تا مردم دوباره به خطوط هوائی ایران اعتماد کنند و از قضا چند روز بعد از پخش این گزارش یک هواپیما سقوط می کنه. نمی دونم اون گزارش و این سقوط ربطی به هم داره یا نه. به هرحال من مشکوکم.

یادمون باشه که چند روز بعد از اینکه نماینده های تندروی مجلس به تقدیر از "منوچهر آتشی" در همایش چهره های ماندگار اعتراض کردند ، منوچهر آتشی فوت می کنه. من از پزشکی چیزی نمی دونم ولی لطفا یکی به من بگه چطوری میشه که یکی برای عمل کلیه به بیمارستان بره و یه دفعه قلبش از کار بیافته؟

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 11:13 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 15 آذر1384
ای ایران 2006
ای ایران، ای جمکران و قم            ای خاکت پر از اورانیوم

دور از تو شد مهدوی کیا               اینک ما ماندیم و مافیا

ای دشمن! این زمان اگر تو خوار و خسته ای           ما همه اش بنا کنیم بساط هسته ای

در این زمان، چشم تو کور                   محمود ما، در حفاظ نور

در راه بمب، کی ارزشی دارد ایران ما؟                   پاینده باد حاجی آقا چمران ما

و این خوب بهانه ایست تا ۱۶ آذر بی رمق تر از همیشه باشد

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 7:50 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 14 آذر1384
تو

ای همیشه از تو روشن خاطره عشق وفا / جاری زلال ایثار ای صدای بی ریا

کاش می شد مثل تو باشم صادق و صبور و پاک / توی این کویر دلگیر رویش شاخه تاک

 

برای رسیدن تو جاده ها چه بی قرارن / آرزو بالغ و سرخوش غصه ها فکر فرارن

روز میلاد حضورت روز دیدار سپیده س / روز تسلیم سکوت و وقت فریاد ترانه س

گل خوش رنگ وجودت نباید تنها بمونه / توی تاریکی ممتد شعر بی کسی بخونه

 

نمی خوام بی تو بمیرم اشک دلتنگی بریزم / ای چراغ راه عاشق ای تو همبغض نجیبم

جای تو تو قصه من نباید خالی بمونه / بی تو تو شبای کوچه کسی شعری نمی خونه

 

 یه روز از اونور دیوار پر احساس رهائی / می رسی به داد قلبم تو کجائی؟ تو کجائی؟

 

 

پ.ن: رنجنامه همسر اکبر گنجی

 

 

ظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:26 قبل از ظهر توسط .
شنبه 12 آذر1384
تحمل بعضیا اونقدر زیاده که آدم اعصابش خورد میشه. حتی وقتی خودت نمی تونی خودتو تحمل کنی تحملت می کنن
 

ای ماهشوارا بگذار در بهشتي كه هستم، جاودانه بمانم. يا هم اكنون زنجير زندگي ام را بگسل ، و يا زمان را چنان كه هست ، از حركت بازدار و مرا در اين لحظه ي وصل ، در جهان اكنون ، نگاهدار.

 

پ . ن : دوتا نوار قدیمی دستم رسیده ملس. فعلا تو کفش باشید تا بعدا بگم چی چیه.

 

ظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:51 بعد از ظهر توسط .
جمعه 11 آذر1384
دیروز یه ای میل از یکی از دوستام دریافت کردم که نوشته بود :
سلام چطوری بابا . معلوم هست کجائی؟
تا اینجا خیلی خوشحال بودم که این دوستم یادی از من کرده بود. ولی خط بعدی این بود :
گفتم با این آدرسم یه ایمیل بفرستم که یه دفعه تعطیل نشه!

پ.ن کولی شرقی اوضاعش خیلی بی ریخته.

پ.ن 2 :شادی میگه وبلاگش کم بازدید کننده داره می خواد که براش تبلیغ کنم. انگار که اینجا چقدر بازدید کننده داره. برید وبلاگش رو ببینید تا دلش نشکنه. کامنت هم بذارید و مطمئن باشید که با این کار یک قدم به بهشت و حال و حولهای اونجا نزدیکتر می شید.

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 8:38 بعد از ظهر توسط .
پنجشنبه 10 آذر1384
قطع نامه
سه شنبه 8 آذر 1384
طبق معمول ساعت 8 صبح تا از خواب ببدار شدم مستقیم اومدم طرف کامپیوتر . پیغام "no dial tone" که مدام تکرار شد فهمیدم تلفنمون قطع شده.

تمام کوچه مون به همین درد دچار شدن. چرا نمی دونم.
چقدر سخته مثل اینکه تمام زندگیمو بر اساس اینترنت برنامه ریزی کردن. وقتی نمی تونم بیام تو اینترنت انگار هیچ برنامه دیگه ای ندارم. حوصله ام سرمیره. همیشه با خودم قرار می ذاشتم که امروز دیگه کمتر تو نت می مونم و 1 کم بیشتر کتاب می خونم - درست مثل اینکه روزی هزار بار با خودم قرار می ذارم که کمتر سیگار بکشم ولی تنها اثری که داره اینه که می فهمم بیشتر از اونی که فکر می کنم به سیگار وابسته ام - ولی وقتی اینترنت نیست حوصله کتاب خوندن هم ندارم.
ساعت 10 از خونه می زنم بیرون. ساعت 11 بر می گردم. اه! هنوز وصل نشده. یعنی کی وصل میشه؟ چند وقت پیش تلفن یکی از دوستام قطع شده بود و تا 3 - 4 روز وصل نشد. مال ما کی وصل میشه؟
دیشب که زنگ زدی یادم نیست چی بهت گفتم. فقط امیدوارم چیز بدی نگفته باشم. می دونم که با بدترین لحن ممکن باهات حرف زدم. خیلی سعی کردم بهتر از اینا صحبت کنم ولی می دونم که نشد. تقصیر خودته من که گفتم وقتی من خوابم زنگ نزن. خوب ! حالا باید از دوتا چیز خماری بکشم. یکی قطع بودن تلفن و بی اینترنتی یکی هم اینکه صبر کنم ساعت 10 شب بشه و برگردی خونه و بهت زنگ بزنم.
زمان هم که انگار نمی گذره ساعت 1:30 رفتم دراز کشیدم که یه چرتی بزنم. دیدم خوابم نمی بره . یه کتاب گرفتم دستم که بخونم تا 2 - 3 صفحه خوندم یه دفعه خوابم برد. کم کم دارم می فهمم چرا برای یه لیسانس زپرتی 7 سال رفتم دانشگاه. ساعت یک ربع به چهار از خواب بیدار شدم. تلفن هنوز وصل نشده. چائی. بزرگ و پررنگ. از اون کتابه انتقام گرفتم. تو نیم ساعت حدود 100 صفحه خوندم ! تعجب می کنم که چرا برای یه لیسانس زپرتی 7 سال رفتم دانشگاه! آخ جون! فوتبال! می تونم ید ساعت به قطع بودن تلفن فکر نکنم.
این کاظمیان هم که ریده به تیم. بابا احمق! اینو بذار بیرون. انتظاری و علیزاده رو بذار فوروارد. اولادی رو هم بذار پشت اینا. هروقت آدم شد و به توپ ضربه زدنو یاد گرفت بذارش تو زمین.
دونقطه دی ! عجب گلی زدیم. لامصب برزیلیه برزیلی بود. تاکتیک و تکنیک و همه زیبائی های فوتبالو یه جا به نمایش گذاشتیم.
با موبایل زنگ زدم خونه. نه خیر وصل نشده. همچنان باید بسوزم و بسازم. تو چرا زنگ نمی زنی. بابا پوسیدم. تو این گیرو ویر یادم می افته به حسین قول دادم برم ترانه بازی رو بخونم. اردلان عزیزم یه چیزی نوشته براش. آخ جون اردلان. حالا شد سه دلیل برای خماری کشیدن. بی اینترنت موندن. انتظار تا

ساعت 10 شب و حسرت خوندن متن اردلان. من برم بیرون ببینم چه خبره. فعلا با اجازه.

چهارشنبه 9 آذر 1384
صبح زود ساعت ساعت 11:30 سعید زنگ زد پاشو بیا بریم سینما. من نمی دونم این بچه سر صبحی تو کوچه و خیابون چیکار داره که میزنه بیرون. رفتم

پیشش. تصمیم بر این شد که شنبه که قیمت بلیطها نصف میشه بریم "حکم" رو ببینیم. کاملا منطقی بود. رفتیم کافه گودو سیگار و سیگار و سیگار.

البته فقط من. دست به دست هم بدیم سعیدو سیگاری کنیم. سعید رفت . منم رفتم یه جائی که تا ساعت 3 بتونم چترمو باز نگه دارم.
ساعت 3. ساعت 3:10. ساعت 3:30. ساعت 3:45. نه خیر . مثل اینکه یادش رفته زنگ بزنه. آخ که بی اینترنتی چه سخته. تو چرا زنگ نمی زنی؟ چرا دمت کلفته؟ کلاهت کو.
فکر کنم ساعت شما هر دو دقیقه رو یک دقیقه نشون میده. اوه! سیگارام تموم شد. خیر سرم می خواستم امروز کم سیگار بکشم. فکر نمی کردم

اینقدر راحت شوکا رو تحمل کنم. بهت نگفتم. ولی خیلی از اونجا بدم. میاد. با اینکه تا حالا نرفته بودم ولی ازش  نفرت داشتم. نمی دونم چرا. و همینطور نمی دونم چرا یه دفعه بد اومدنم نیومد. تو می دونی؟
اه! این تلفن لعنتی که هنوز درست نشده

پنجشنبه 10 آذر 1384
خوب ! فکر کنم تا حالا مرحله سم زدائی رو پشت سر گذاشته باشم و فقط مشکل روانی اعتیاد به اینترنت برام باقی مونده باشه. تلویزین داره از این

سریال عربیا میده. منم دارم روز مبادا گوش می دم. دل دلی کن ای صدای خوب برحق.... جوووووون. جیییییگگگگگگگگرررررر.   با داریوش بودم .

سوءتفاهم نشه.
تو این اوضاع بی اینترنتی رفقا هی زنگ میزنن که فلان سایت اینطوری ، فلان وبلاگ اونطوری ، فلانجا فلان طوری. صبر کنید تلفنتون قطع بشه من می دونم و شما. همچین دلتونو بسوزونم که نگو و نپرس.
هستی بزرگوار! وجود همیشه پایدار! ای ارواح بلند پرواز و پاک سرشت پیشینیان! مرا از شر تمام کسانی که دیر سر قرار میان - بجز یک نفر - خلاص کنید.
تلفن وصل شد.

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 8:32 بعد از ظهر توسط .
شنبه 5 آذر1384
تشابه اسمی؟
«خیلی خاکی بود و مرتم داشت و درویش مسلک بود. مثلا ترانه "اسیر شب" رو یک جوان گمنام و بی نام و نشان به اسم "عباس صفاری" سروده بود و آورد داد به فرهاد. فرهاد هم قبول کرد و خوندش»
ماهنامه "یک هفتم" - شماره 24 - ویژه زندگی و آثار فرهاد - صفحه 2

Image hosted by TinyPic.com

 Image hosted by TinyPic.com

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 10:37 بعد از ظهر توسط .
شنبه 5 آذر1384
مهاباد

 Iran press news

به گفته یکی از اهالی شهر، هنگام تظاهرات ضدحکومتی چند ماه پیش در مهاباد، شیرکو امینی توسط ماموران رژیم اسلامی دستگیر شده بود و بعد از مدتی آزاد گردید، ولی دوباره دستگیر شده و 5 روز پیش در حالیکه به شدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود در مقابل خانه اش رها می شود.

صبح یکشنبه ( 29 آبان ) شیرکو امینی به باغ شایگان می رود و هنگامی که در مقابل پایگاه تازه تاسیس این محله متوجه توهین و بی حرمتی یکی از ماموران انتظامی به فرد دیگری میشود با وی درگیر شده و حین درگیری، افسر نیروی انتظامی 3 گلوله به شیرکو شلیک می کند و مامور همراهش نیز او را به رگبار می بندد.

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

جمعه ۴ آذر ١٣٨۴ – ٢۵ نوامبر ٢٠٠۵


شهر مهاباد همچنان ناآرام و در حالت تعطيلی و اعتصاب به سر می برد. به گزارش دبيرخانه ی کومه له، سازمان انقلابی زحمتکشان ايران، بيشتر دکان های شهر مهاباد در روز پنجشنبه بسته بود. بستن دکانهای شهر بمنظور اعتراض مردم شهر به‌ عملکردهای جنايتکارانه‌ی رژيم جمهوری اسلامی در شهر مهاباد به‌خصوص قتل شيرکو امينی است.
در اطلاعيه خبری شماره ی 3 دبيرخانه کومه له آمده است: دکانهای شهر به‌ ويژه‌ در خيابان شاهپور، چهارراه ‌مولوی، محله‌ی شايگان و ميدان استقلال به‌ طور کامل بسته‌ شد. ماموران انتظامی رژيم در گروههای چهار يا پنج نفری در سطح شهر به‌ گشت زنی پرداخته و در بعضی از ميادين و محل اجتماعات عمومی مستقر شدند.
اين اطلاعيه می افزايد: پس از تحويل جنازه شيرکوه به خانواده اش، همان شب بيش از دويست نفر از ماموران انتظامی به همراه عده‌ی ده‌ تا دوازده‌ نفری از خانواده‌ی شيرکو، جنازه‌ را تا گورستان همراهی کردند و تا به‌ خاکسپاری جنازه‌ هم چنان به‌ نگهبانی و حراست پرداختند. روز بعد مراسم عزاداری و ياد شهيد شيرکو در مسجد سيد نظام بر گزار شد که‌ عده‌ای کثير از مردم شهر درآن شرکت کردند و همبستگی خود را نسبت به‌ خانواده‌ شيرکوی جان باخته‌ اعلام داشتند.
اين اطلاعيه می افزايد: شيرکو که‌ تا ديروز يکی از جوانان مبارز و پر شور مهاباد بود امروز فرزند عزيز همه‌ی خلق کرداست. طبق شايعاتی که‌ در شهر پيچيده است گويا مردم مبارز شهر مهاباد در همبستگی با خانواده‌ شهيد و در اعتراض به‌ جنايات و سرکوبگريهای رژيم جمهوری اسلامی قرار است روز شنبه دکان و بازار شهر مهاباد را بکلی تعطيل نمايند.

دانشجویان کرد در تهران تحصن می کنند

دانشجویان کرد دانشگاههای تهران دراعتراض به گسترش نقض حقوق بشر در کردستان، تحصن میکنند. در اعتراض به قتل شیرکو امینی جوان مهابادی و تجاوزات گسترده به حقوق بشر مردم کرد در کردستان ایران ، دانشجوان کرد روز یکشنبه 6 آذر ماه، ساعت 15 در مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تجمع و تحصنی اعتراضی خواهند داشت. گفته می شود دانشجویان کرد موفق به اخذ مجوز جهت این نشست اعتراضی نشده اند، اما دانشجویان مصر به برگزاری این تجمع هسنتد. دانشجویان قطعنامه ای جهت محکومیت نقض حقوق بشر در کردستان، تنظیم کرده اند و بنا است در تجمع روز یکشنبه قرائت شود.


Image hosted by TinyPic.com

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 8:32 قبل از ظهر توسط .
جمعه 4 آذر1384

 

متن اصلی را اینجا بخوانید

دوستان عزيزم، وبلاگ‌نويسان، و خوانندگان مهربان من!
با بسياری از دوستان قرار گذاشته‌ايم همه‌ی توان خود را به کار گيريم تا متنی آماده
را برای يونسکو ای‌ميل کنيم و يونسکو را وادار به واکنشی نماييم که مانع تخريب
پاسارگاد شود.
من در اين صفحه آدرس ای‌ميل دبير کل يونسکو را می‌گذارم، و از تمامی وبلاگ‌نويسان
خواهش می‌کنم به اين امر توجه بيش‌تری نشان دهند. ممکن است کسی بگويد در جايی که
انسان‌ها نابود می‌شوند، چه جای گلايه است که يک بنای تاريخی هم وجود نداشته باشد.
اين بحثی ديگر  است که جلو کشتار را بايد با تمام قوا گرفت، اما آيا وقتی می‌توانيم
کاری کنيم که پيشينه‌ی فرهنگی و تاريخی ما را به زير خاک نکشند، حيف نيست از اين
اقدام کوچک سر باز زنيم؟
اين حق ماست که به‌خاطر يک بنای شکوهمند که متعلق به ايران و آيندگان است، در
روزهای يکم، دوم، و سوم آذرماه نيروی خود را صرف اين مسئله‌ی مهم ‌کنيم. هنوز هم
می‌توان جلو فاجعه را گرفت. هنوز هم می‌توان از تخريب پاسارگاد جلوگيری کرد.

* وبلاگ‌نويسان می‌توانند يکی دو خط در صفحه‌ی خود بنويسند، لينک آدرس يونسکو را در
صفحه قرار دهند و از دوستان‌شان بخواهند که اين ای‌ميل به دبير کل يونسکو فوروارد
شود.

متن فارسی      متن انگلیسی     متن آلمانی

E-Mail: Spokesperson@unesco.org (ای ميل يونسکو)

پ.ن : این چند روزی که نبودم به یه نفر username / password مو دادم و گفتم فلان مطلبمو از فلان سایت بردار و به فلان جا لینک بده و فلان کارو بکن. ایشون هم گفت چشم. نتیجه اینکه خودم با چند روز تاخیر حمایت خود را از این حرکت اعلام داشتم. آخه می دونید که من ادم مهمیم و حمایت من از این و اون خیلی ارزش داره ;)

 

نظراتی که دررابطه با این مطلب نباشند حذف می شوند. ( حتی شما دوست عزیز )

+ نوشته شده در 5:30 بعد از ظهر توسط .