تبليغاتX
دزدکی
دوشنبه 31 مرداد1384

۱- دوستان یاد آوری کردند کوزه ای که تو ست قبلی گفتم گم شده ، پیدا شده و بیام خبر بدم. باید عرض کنم که باید پیدا می شد. آقایان کار شاقی نکردن. گم کردن همچین چیزی کار سخت تری بود که این شیفتگان خدمت کم مونده بود با موفقیت کامل اونو به انجام برسونن.

۲- کسی از کنسرت مانی رهنما که روز ۴ شنبه برگزار شد خبری نداره؟ نمی دونید آهنگ جدیدی خونده یا نه؟

۳- آیا شما مخالف این هستید که برای کم شدن قیمت کتابها باید اونا رو با کاغذ کاهی و جلد مقوائی ساده چاپ کنن؟ اگه موافقید به من بگید چرا اینکارو نمی کنن؟

+ نوشته شده در 9:21 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 30 مرداد1384
اولین نقاشی متحرک جهان گم شده است
             

این تصویر سفالینه ایست که اولین نقاشی متحرک جهان برروی آن نقش بسته است. کشف شده در منطقه شهر سوخته که تمدن آن قدمتی بیشتر از سومر دارد. اکنون معلوم نیست این سفالینه 5000 ساله در کجا نگهداری می شود و چه بر سر آن آمده است.

مسوولان موزه ملي ايران هم بز شهر سوخته را در آنجا نيافتند. روز گذشته امين اموال موزه ملي ايران در پاسخ به سوالي تلفني که از او پرسيده شده بود «آيا ظرفي سفالي با نقش يک بز و درخت مربوط به شهر سوخته در گنجينه اموال موزه ملي نگهداري مي شود يا خير؟» فقط گفت خير!

+ نوشته شده در 10:16 قبل از ظهر توسط .
شنبه 29 مرداد1384

دیروز یک sms برام اومد که نوشته بود : "بسم الله. لااله الا الله . محمد رسول الله. علی ولی الله. این sms را امشب برای 9 نفر بفرستید. خبر خوبی خواهید شنید. شک نکنید."

تحلیل روانشناسانه و جامعه شناسانه و ... با خودتون. فقط می خوام بدونیم این عدد 9 از کجا اومده. اگه کسی این مسئله رو می دونه بهم بگه لطفا

طرح پیشنهادی دکتر احمدی نژاد برای شکلکهای یاهو!

+ نوشته شده در 9:59 قبل از ظهر توسط .
پنجشنبه 27 مرداد1384
یه روز یکی گفت یه هفته س که ..... ولی هنوز هیچ شاهکار ادبی خلق نکردی. منم گفتم :

اندکی حوصله کن ، می شوم ناجی عشق             بانگ تنهائی من ، می شود بانی عشق

اندکی حوصله کن ، می شوم پاک ترین               در جهان بی شعر گوهر ناب ترین

می تراود آواز از دل خونی من                         می خراشد شب را جان جادوئی من

 

در دلم حسرت نور   دشمن سردی گور   پنجه در پنجه زور

می روم تا پرواز    از ابد تا آغاز

باز می گردم من    با صدای آواز

اندکی حوصله کن   در دلم صدها راز

 

مشعل نور منم ، شعله آخر دشت                         در به در کوه به کوه پی تو خواهم گشت

سردی و سختی سنگ ، شاخه تاک منم                 در پی جاده تو ، خفته در خاک منم

فصل بیداری عشق ، عصر بیخوابی و شوق          روز خوشبختی فال ، وقت فهمیدن ذوق

همه در بند شتاب، تکسواران در خواب                 اندکی حوصله کن ای نگاه بیتاب

 

تا دل خانه نور    با سرانگشت غرور       پنجه در پنجه زور

می روم تا پرواز    از ابد تا آغاز

باز می گردم من     با صدای آواز

اندکی حوصله کن    در دلم صدها راز

+ نوشته شده در 0:11 قبل از ظهر توسط .
چهارشنبه 26 مرداد1384
چرا؟
          

اکبر گنجی در یکی از مقاله های خودش گفته بود سرمقاله های کیهان را بخوانید تا به اهداف بعدی تاریکخانه اشباح دست پیدا کنید. شما هم این سرمقاله را بخوانید و با لیست کابینه مقایسه کنید تا پرتقال فروش را پیدا کنید.

+ نوشته شده در 9:8 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 25 مرداد1384
کلاغ ......پر - پست امروز ......... پر
هرچی نوشته بودم پرید. دیگه حالشو ندارم بنویسم. بمونه واسه فردا.

هرچیزی خارجیش بهتره. حتی سایتهائی که امکان درست کردن وبلاگ می دهند.

+ نوشته شده در 10:1 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 23 مرداد1384
فقط 2 ماه؟ قرارمون که 3-4 ماه بود. تازه گفتی شاید بیشتر هم طول بکشه...
قرار بود از مهر امسال رادیو برنامه ای پخش کنه که به موسیقی روز دنیا اختصاص داشته باشه. و آثاری از متالیکا ، پینک فلوید و ... پخش بشه. با ترجمه متن و تفسیر شعر و آهنگ ترانه. عوامل این برنامه حاضر شده بودند مجانی این برنامه را اجرا کنند و هیچ پولی بابت حق الزحمه دریافت نکنند. ولی به دلایلی که من هم نمی دونم چیه پخش این برنامه کنسل شد. اگر اخبار دیگری از این برنامه به دستم رسید حتما می نویسم.

+ نوشته شده در 0:0 قبل از ظهر توسط .
شنبه 22 مرداد1384
صبح تصادف

عصر سیگار

شب بی حوصلگی یه نفر دیگه

نصفه شب بی خوابی

+ نوشته شده در 0:1 قبل از ظهر توسط .
پنجشنبه 20 مرداد1384

+ نوشته شده در 8:32 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 18 مرداد1384
خلایق هرچه لایق !

+ نوشته شده در 10:8 بعد از ظهر توسط .
سه شنبه 18 مرداد1384
احتمالا دو سه روز تعطیل باشم. زنگ نزنید ، همه قرار ها کنسل. هر حرفی داشته باشم اینجا می زنم. شما هم همینجا حرفاتونو بزنید. یا ای میل بفرستید. آشناها به ایمیل خودم . غریبه ها به همونی که اون بغل نوشته. 

+ نوشته شده در 0:18 قبل از ظهر توسط .
دوشنبه 17 مرداد1384
آخرش که چی؟
دارم پیشرفت می کنم. هرروز کافه های جدید تر ، بهتر و البته ارزان تر پیدا می کنم. هرروز بیشتر وقتم و می کشم تا کمتر احساس کنم که چقدر کار برای انجام دادن دارم . چقدر خوندنی . چقدر نوشتنی. چقدر فهمیدنی. ولی چه فایده؟ برفرض که همه این کارا رو انجام دادم. آخرش که چی؟

+ نوشته شده در 8:51 قبل از ظهر توسط .
شنبه 15 مرداد1384
تولدت مبارک
                             
+ نوشته شده در 8:38 قبل از ظهر توسط .
جمعه 14 مرداد1384
ترور
1- بچه ها ببخشید که دیروز با اون وضع از پیشتون رفتم. اگه می دونستید چه sms فجیعی برام اومد منو می بخشیدید.

2- در کتب تاریخی آمده است که در زمان  امین السلطان ( اتابک ) شرارت و گردنکشی  در جای جای ایران - بخصوص آذربایجان - آشکار شد . یکی از این اشرار اقبال السلطنه نام داشت که در ماکو ، خوی و اطراف آنها به غارت دهات و کشتن انفاس می پرداخت.
روزی از روزها هنگامی که دسته ای از مجاهدان آذربایجان برای مقابله با او بسیج شدند . افراد اقبال السلطنه مجاهدان را شکست سختی دادند و پیغام دادند که ما تمام این کارها را با دستور اتابک انجام می دهیم. و رو نوشت تلگرافی از اتابک را برای آنان فرستاد.
با رسیدن این خبر به شهر ( ماکو ؟ ) یکدسته از مردم به تلگرافخانه ریختند و پس از درگیری با کارکنان و زخمی کردن رییس تلگرافخانه نسخه ای از آن تلگراف را بدست آوردند که اتابک خطاب به اقبال السلطنه نوشته بود : شما نباید از اینگونه اتفاقات مایوس بشوید و اظهارات مایوسانه نمائید ........ از هرجهت آسوده شده باید در آن سرحد با کمال غیرت و دلگرمی مشغول خدمت باشید .
چون این اخبار به تبریز رسید ، انجمن ایالتی تشکیل جلسه داد تا چاره کار کند. عده ای برکناری او می خواستند و عده ای از او پشتیبانی می کردند. در این بین ناگهان فراش تلگرافخانه باطاق درآمد و نامه رئیس تلگرافخانه به یکی از اعضای انجمن تبریز را به دست او داد. نوشته نامه این بود :
« فدایت شوم. دیشب کار یکطرفی شد. یارو ( اتابک ) از حیات عاری شد. بعزل ابدی نائل آمد.»

+ نوشته شده در 11:7 قبل از ظهر توسط .
پنجشنبه 13 مرداد1384
فیلمهای آموزنده
دیروز عصر وقتی رسیدم خونه کانال دو داشت فیلم می داد :

پسر به دختر : بذار کیفتو من بیارم

دختر : میخوای بگی خیلی زورت زیاده ؟ کیف خودمه خودم میارمش

+ نوشته شده در 10:15 قبل از ظهر توسط .
سه شنبه 11 مرداد1384
مرد شب شکن کیه؟

 

تورو دستاي سياه سنت جامعه سرد           بجاي قله شادي به ته دره كشونده ، مي دونم
تورو پاييز دلاي بي تفاوت به دورنگي            پر سرماي شبونه كرده، اينو مي دونم
تورو طغيان صداي،جغد با رنگ قناري            رو به ويروني كشونده مي دونم

مي دونم تو ديگه اسطوره قصه هاي پاكي نيستي
مي دونم تو ديگه خورشيد مسلم نيستي
مي دونم تو ديگه بارون پر از عطر بهاري
كه بوي ظلم و از اين خونه ميشوره نيستي

دست باد خشك صحرا             ياد خوب جنگلا رو            از تو ذهن شاخه برده، مي دونم
دستي آلوده به غارت              گلدون پر از طلا رو            از تو خاك خونه برده، مي دونم
سايه يه مرگ خاموش             مثل يك بلاي سنگين       داره رو رخونه مي افته، مي دونم

مي دونم عاقبت تو مثل رستم نميشه
مي دونم كه مثل مجنون هيشكي عاشق نميشه
وقتي كه ازم بپرسن مرد شب شكن كيه
مي دونم كه اسم تو ورد زبونم نميشه

 

۲- درگیری های سنندج در خبرنامه لنگر

+ نوشته شده در 9:22 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 9 مرداد1384
سلام ریفیق
خبری ازم نباشه بهتر از اینه که بیام تو جمع ولی هیچ حرف تازه ای نداشته باشم. تو که اهل ترانه ای بهتر از من میدونی که ترانه در جائی گفته "چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من".
زنگ زده بودی. شماره تو دیدم. 2-3 روز نبودم . توفیق اجباری نصیبم شد برم شمال و البته مثل هر کار اجباری دیگه کلی حال داد. راستی اون جک احباری و وظیفه رو شنیدی؟ اگه شنیدی یادت باشه برام تعریف کنی چون من یادم رفته جریانش چی بود.
اصلا هیچی حال نمیده. کاش اون تو می موندیم و نمیومدیم بیرون. حداقل وقتی اونجا بودیم سرمون به یه مشکل گرم بود و بقیه چیزا رو نمی دیدیم. باز اومدیم بیرون و روز از نو روزی از نو.
پشت هم مصاحبه با میرغضب / پشت هم سوزن و نخ بر لب شب
اونجا می دونستیم کیا با ما مشکل دارن ولی این بیرون به نظر میرسه که همه با ما مشکل دارن. شاید هم ما با همه مشکل داریم. به هرحال چه حسن کچل چه کچل حسن. فرقی نمی کنه. هردوتاش از نظر من یه معنی داره. با این تفاوت که در جمله دوم تمام مشکلات جامعه رو خودمون گردن گرفتیم. البته از ملتی که احمدی نژاد را رئیس جمهور می کننن و به رفسنجانی ( همونی که صبح تا شب بهش فحش میدن ) گریبان چاک می کنند نمیشه این انتظار را داشت که با آدمائی مثل ما مشکل نداشته باشن.
خوب دیگه خودت زنگ زدی . بقیه شو وقتی دیدمت بهت میگم


+ نوشته شده در 3:32 بعد از ظهر توسط .
چهارشنبه 5 مرداد1384
دیروز یکی گفت ... می دونید چرا ؟
دیروز یکی گفت تهران و اصفهان خیلی به هم شبیهند. می دونید چرا ؟


                 

+ نوشته شده در 8:41 بعد از ظهر توسط .
دوشنبه 3 مرداد1384
MAHA
شماره جدید مجله "MAHA" ( شماره ۸ ) نشریه ویژه همجنس بازها منتشر شد . این شماره ویژه نامه ای مخصوص بانوان همجنس باز نیز به همراه دارد. از مطالب جالب این ویژه نامه مصاحبه با 4 همجنس باز زن در تهران می باشد.

اگر کسی تمایل دارد این نشریه را داشته باشد و آن را ندارد و اگر احتمالا کسی از جماعت نسوان هست که می خواهد به دختر بچه ها تجاوز کند ، امر کند تا برایش میل شود.

+ نوشته شده در 7:27 قبل از ظهر توسط .
یکشنبه 2 مرداد1384
بدون شرح !
        

+ نوشته شده در 8:15 قبل از ظهر توسط .
شنبه 1 مرداد1384
گل افشین...
                 

اطلاعاتی در مورد "کیوان" و "افشین مقدم" می خوام.
کسی می دونه قبر افشین کجای قبرستان ظهیرالدوله است؟ یکی دو باری برای پیدا کردنش رفتم اونجا ولی پیداش نکردم. از متصدی اونجا هم پرسیدم ولی اونها هم نمی دونستند. پیرزنی که اونجاس که اصلا افشین و نمی شناخت و مرد میانسال هم می گفت افشین در قطعه هنرمندان دفن شده. در صورتی که من در قطعه هنرمندان هم افشین و پیدا نکردم و تقریبا مطمئنم که در ظهیرالدوله دفن شده.
از کیوان هم اگه کوچکترین خبری دارین لطفا بهم بگین

+ نوشته شده در 8:12 قبل از ظهر توسط .