
2- دستگیری یک وبلاگ نویس
فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای آزادی فوری احمد سراجی
طبق اطلاعات رسیده به کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) احمدسراجی وبلاگ نویس که در سال 82 یک بار دستگیر شده و با وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شده بود صبح روز هفتم تیر ماه توسط مامورین وزارت اطلاعات از جلو منزلش به زندان تبریز برده شده و هم اکنون در زندان تبریز زندانی است.
احمد سراجی از هنگام دستگیری در حال اعتصاب غذا به سر میبرد و وضع جسمانی وخیمی دارد. وی فعلا به بهداری زندان تبریز منتقل شده است.
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ) از همه نهادها و سازمان های بین المللی تقاضا میکند به این دستگیری اعتراض کنند و برای آزادی احمد سراجی و نجات جان او اقدام فوری به عمل آورند.
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ)
۳- گسترش دامنه اعتراضات مردم در مهاباد
تا زمان مخابره این خبر، ساعت یک و نیم (به وقت ایران) صبح یکشنبه تیرماه، نیروهای دولتی با پرتاب گاز اشک آور و تیراندازی به مردم پانزده نفر را به شدت مجروح کرده اند. در این گزارش آماده است، شماری از جوانان مهاباد برای دفاع از خود مسلح شده و اقدام به تیراندازی متقابل کرده اند که در نتیجه این درگیری ها، یکی از ماموران گارد ویژه به قتل می رسد. در همین حال، شماری از مردم با کوکتل مولتف بانک سپه، شعبه میدان استقلال را به آتش کشیدند.
شخصیت مورد نظر بعد از این اظهار تاسف جانسوز ، قرص خوابش را خورد و خوابید
۲- کتابهای رایگان فارسی به پایان رسید.
خداحافظي
دوستان سلام
متاسفانه
سانسور اينترنتي آن قدر شديد شده كه نمي توان مطلبي را براي وبلاگ فرستاد.
همين دو مطلب اخيررا هم با ترفند هاي گوناگون براي وبلاگ فرستاديم.
مي دانيم كه اين هنوز از سپيده سحر است وبا آمدن حضرت آقاي احمدي نژاد
وجلوس ايشان بر صندلي قدرت بايد قيد اينترنت را به كل بزنيم.
به هر حال مي خواهيم باز هم با شما بمانيم ( اگر بگذارند).
از اين به بعد براي معرفي كتاب هاي جديد بايد نامه هاي خود را در قسمت
((نظر بدهيد))بنويسيد وبراي وبلاگ بفرستيد.
البته يحتمل گروه ووبلاگ هم تا چندي ديگر به زير تيغ آزاد انديشي! اين
عزيزان خواهد رفت.
اما به جد مطمئن هستيم كه
((آن عيد كه ديده اي نگريد
فردا گذرش به كوچه ماست))
وآينده از آن روشنايي وعلم خواهد بود.
به هر حال اگر تداوم اين تماس مقدور نبود
تا فرا رسيدن بهار وطن
با عشق از محضرتان مرخص مي شويم.
2-
3-

بعد از کلی کنکاش کاشف به عمل آمد که بعد از شنیدن قصه فیلم از زبان کارگردان ، شعر مرا به نام خودش برای کارگردان خوانده ، کارگردان هم از شعر خوشش آمده و حالا دوست من مانده و من و کارگردان و رودربایستی هائی که با آقای کارگردان دارد

عکس زیاد تزئینی نیست
۲-

هر برادر تنی
اگر گرسنه نیست
با تو که گرسنه ای
خصم خانگی ست
هر غریبه گرسنه
با گرسنه ها ولی برادر است
هر برادری که خواب می کند تو را و نان خویش می خورد
یار دشمنان توست
در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است
با شهیدزاده ای در پشت
با شهید نطفه ای در شکم
پرکینه
پر خشم
زن روستائی ایستاده بر نعش مرد شهیدش
در عبور سربازان
باری
اگرچه ما رنج برده ایم
ما زخم خورده ایم
ما تا رسیدن بی مرگی امید هرروز مرده ایم
ما با چراغ کینه شبها را شناختیم
با اسب حادثه
تا قلب بی تپش مرگ تاختیم
ما تا شکفتن انسان
ما تا دمیدن فریاد
ما تا رسیدن خورشید
زنده ایم
باری
اگرچه
اگرچه . . .
سکوت کن
به یاد آنکه در سپیده جان داد
سکوت کن
به یاد آنکه با امید خلق مرد
سکوت کن
به یاد خشم آن شهید سربلند
سکوت کن
به یاد آنکه عاشقانه زخم خورد
تو از سکوت اگر به خشم می رسی
سکوت کن
گریه مادر صدای جان سپردن بود که در دهلیز می پیچید
گریه مادر صدای سرد مردن بود که در پائیز می پیچید
برادر گفت :
« حدیث گرگ و انسان است »
برادر گفت :
« حدیث دشنه و جان است »
تنم لرزید
دلم را خشم و خون پر کرد
برادر گفت :
« برادر مرد میدان است »
برادر اسب خود زین کرد
برادر زد به کوهستان
سلام ای خشم روزافزون
خداحافظ برادر جان
هجوم باد و باران بود و پائیزی که خونین بود
برادر خشمی خون پدر بر خانه زین بود
برادر رو به فتح شب
موذن بر فراز بام
پدر در خون خود خفته
سپیده می دمید آرام
*
باغبان
پیر گریان شبیخون خورده
گفت :
« بی تو ای غنچه گل سرخ شهید
همه گلهایم
گل حسرت شده اند
و نسیم
بوی بی باوری و تسلیم
بوی تن در دادن دارد
خاک اگر خاک کرامت باشد
دامن باغ پر از فریاد است
و دردرخت
سرخی کینه گل را می سراید با خشم
کاش
ای کاش
باز در باغ گل سرخی »
باغبان بر سر نعش گل سرخ نشست
گل سرخ
آخرین سرخ گل خون آلود
گل شهید نعره باغستان
گل سرخ
تیرباران شده جوخه یخ
زیر رگبار زمستانی شب
خواب آزادی رویش می دید ۱
قلب سبز گل سرخ
با صدای خونین
در شب باغ سرود
از شب زرد زمستان
تا سحر
سحر سرخ بهار
فاصله فریاد است
تا گل سرخ شدن راهی نیست
می توانی گل سرخی باشی
باغبان اشکش را
با پر شال چهل تکه زدود
1- این قسمت شاید برای عده ای معنائی نزدیکتر داشته باشد
(منبع : سایت ایران امروز )